<?xml version='1.0' encoding='UTF-8'?><?xml-stylesheet href="http://www.blogger.com/styles/atom.css" type="text/css"?><feed xmlns='http://www.w3.org/2005/Atom' xmlns:openSearch='http://a9.com/-/spec/opensearchrss/1.0/' xmlns:georss='http://www.georss.org/georss' xmlns:gd='http://schemas.google.com/g/2005' xmlns:thr='http://purl.org/syndication/thread/1.0'><id>tag:blogger.com,1999:blog-18122960</id><updated>2011-04-21T17:57:30.144-07:00</updated><title type='text'>ساز نواز بد آواز</title><subtitle type='html'></subtitle><link rel='http://schemas.google.com/g/2005#feed' type='application/atom+xml' href='http://tarnavazebadavaz.blogspot.com/feeds/posts/default'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/18122960/posts/default?max-results=100'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://tarnavazebadavaz.blogspot.com/'/><link rel='hub' href='http://pubsubhubbub.appspot.com/'/><author><name>ساز نواز بد آواز</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00511115958536074650</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><generator version='7.00' uri='http://www.blogger.com'>Blogger</generator><openSearch:totalResults>9</openSearch:totalResults><openSearch:startIndex>1</openSearch:startIndex><openSearch:itemsPerPage>100</openSearch:itemsPerPage><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-18122960.post-113231233297297003</id><published>2005-11-18T03:10:00.000-08:00</published><updated>2005-11-18T03:12:12.980-08:00</updated><title type='text'>قران و اخذ مجوز تجدید چاپ</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;به دو آیه ی زیر توجه کنید. پیر زن نازنینی که هر سال چند بار ختم قران می کند پس از شنیدن این آیات خطاب به ساز نواز گفت: "خاک به سرم... اینها رو واقعا خدا نگفته از خودت در آوردی"&lt;br /&gt;در کتاب خدا این حکم بر شما نازل شده است که هرگاه (در مجلسی) شنیدید آیات خدا مورد انکار و استهزای (گروهی) قرار می گیرد ، با آنها منشینید تا به سخنی دیگر بپردازند...سوره ی نساء آیه ی صد و چهل&lt;br /&gt;به کسانی که معبودانی غیر خدا را می خوانند دشنام ندهید.... ما عمل هر گروهی را در نظرشان آراسته ایم...سوره ی انعام آیه ی صد و هشت&lt;br /&gt;در مقدمه آیه ی فوق خطاب به محمد می خوانیم : از مشرکان اعراض کن (درگیر با آنان مشو) چرا که اگر خدا می خواست ( مشیت جبر حاکم بود) آنها مشرک نمی شدند وتو نه نگهبان و نه وکیل آنان هستی...&lt;br /&gt;امید آنکه ترجمه ی فارسی کتاب قران از این پس برای اخذ مجوز تجدید چاپ با مهرورزی خاصی مواجه نشود. &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/18122960-113231233297297003?l=tarnavazebadavaz.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://tarnavazebadavaz.blogspot.com/feeds/113231233297297003/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=18122960&amp;postID=113231233297297003&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/18122960/posts/default/113231233297297003'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/18122960/posts/default/113231233297297003'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://tarnavazebadavaz.blogspot.com/2005/11/blog-post.html' title='قران و اخذ مجوز تجدید چاپ'/><author><name>ساز نواز بد آواز</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00511115958536074650</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-18122960.post-113058690786116062</id><published>2005-10-29T04:49:00.000-07:00</published><updated>2005-10-29T04:58:49.213-07:00</updated><title type='text'>ایران در مالزی، مالزی در ایران</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;اگر تصور می کنید سخنان بزرگ مرد کوچک درباره ی" دنیا با نقشه ای جدید وبدون اسراییل" در کشور دوست و برادر مالزی بااستقبال دولت مردان یا مردم مواجه شده اشتباه می کنید. اول آن که، مالزی آن کشور اسلامی و دوست و برادر که از صدا و سیمای ایران می بینید و می شنوید نیست و دوم آین که اینجا، ایران را بدتر از افغانستان جلوه می دهند. شاید هم به زودی چنین شویم&lt;br /&gt;ساز نواز در تایید دو ادعای فوق چند مثال می زند: آیا خبر دارید که در بسیاری از هتل های اینجا در بدو ورود جهانگردان ایرانی و عرب، زنان چینی یا مالایی خستگی راه را از تنشان می زدایند؟ آیا می دانید که در یکی از برنامه های کشتی کچ تلویزیون سراسری "ورزشکاری" که سمبل تروریزم و مورد تنفر مخاطبین است به فارسی حرف می زند (فارسی بلد نیست و فقط چند کلمه مثلا"پدرسگ" و "می کشمت"و ... را تکرار می کند) و باخت او و کتک خوردنش مردم حاضر در سالن را به شدت به وجد می آورد؟ آیا ازپخش هفتگی برنامه ای که در آن مردی همزمان با 12 دختر در کاخ شخصیش قرار می گذارد و با آنها گروهی یا جدا جدا نرد عشق می بازد و هر هفته یکی از آنها را در نهایت شرمندگی و با ذکر این که:"تو هم خیلی خوبی ولی چاره چیه؟! مسابقه س دیگه!" از دایره ی معشوقه ها حذف می کند تا پس از یازده هفته دختر خوشبخت باقی مانده را به عنوان دوست دختر جدیدش به بیننده ها معرفی می کند تا قند در دل همه آب شود چیزی شنیده اید؟ آیا می دانید که در یکی از معدود برنامه های علمی تلویزیونی که توسط محققان مسلمان مالزی ساخته شده، بوعلی سینا و خوارزمی و زکزیای رازی، جزو اعراب و... به عنوان دانشمندان ترکمنستان و ازبکستان و... به مردم معرفی می شوند؟!&lt;br /&gt;گمان می کنم با خواندن سطور فوق می توانید حدس بزنید واکنش رسانه های مالزی به سخنان بزرگ مرد کوچک چگونه بوده است! فقط من باب توضیح لازم به ذکر است که گوینده ی مسلمان خبرشبکه سراسری مالزی، با این که حق بروز احساس شخصی خود را ندارد، پس از اظهار بیانات بزرگ مرد کوچک ، به نشانه ی تاسف لبانش را به هم فشرد، سری تکان دادو در ادامه ی خبر گفت: این رییس جمهور جدید ایران به تازگی جانشین آقای خاتمی شده که با ارائه ی طرح گفتگوی تمدن ها در پی هموار کردن راه مذاکره با دیگر کشور های جهان بود و سعی داشت ایران را از انزوای بین المللی خارج کند&lt;br /&gt;غرض سازنوازاز ذکر آنچه خواندید وارد شدن به مساله اسراییل و فلسطین و یا بزرگ مرد کوچک وخاتمی نیست بلکه ارائه ی تصویری کلی ازچگونگی بازتاب ایران در رسانه های مالزی ست. آیا تصویری که در ایران از مالزی در ذهن ما می سازند هم ترازاست با آنچه سازنواز برایتان ترسیم کرد؟ &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/18122960-113058690786116062?l=tarnavazebadavaz.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://tarnavazebadavaz.blogspot.com/feeds/113058690786116062/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=18122960&amp;postID=113058690786116062&amp;isPopup=true' title='1 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/18122960/posts/default/113058690786116062'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/18122960/posts/default/113058690786116062'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://tarnavazebadavaz.blogspot.com/2005/10/blog-post_29.html' title='ایران در مالزی، مالزی در ایران'/><author><name>ساز نواز بد آواز</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00511115958536074650</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-18122960.post-113049868569466082</id><published>2005-10-28T04:19:00.000-07:00</published><updated>2005-10-28T04:24:45.700-07:00</updated><title type='text'>سفیر جدید و ناامیدی ساز نواز، بی ترس، با کمی تاسف احتمالی</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;چند ماه قبل، وقتی ساز نواز برای تمدید گذرنامه به سفارت ایران در مالزی مراجعه کرد، مبلغ درخواستی معادل&lt;br /&gt;هشتاد هزار تومان بود در مقابل ثبت یک پرینت دو کلمه ای. اعتراض کرد و گفت: " این ها که اجنبی اند، ویزای خوش آب و رنگ یک ساله را به بیست هزار تومان می فروشند! در ضمن من دانشجوام و بی کار، و شما هم وطنید و متمول".  خلاصه پس از رفتن ها و آمدن ها و تلفن ها و پیغام ها ساز نواز متعهد شد چهل هزار تومان بپردازد در ازای کلمه ی اول مهر تمدید، و در ازای کلمه ی دوم هم در صورت درخواست سفارت متونی را از زبان کفار به فارسی ترجمه کند. معاون سفارت خانه هم در نهایت نگرانی گفت: " این تعهد نامه را امضا کنید تا اگر فردا بازرسا ن سوال و جوابمان کردند و خواستند به زندانمان بیندازند به خاطر حیف و میل بیت المال، مدرکی داشته باشیم دال بر بی گناهی". دل ساز نواز هم به درد آمد و بی تامل تعهد را امضا کرد. چند ماهی گذشت و پس از جلوس بزرگ مرد کوچک-احمدی نژاد- بر کرسی ریاست جمهوری به عنوان میراث دار کوروش، سفیر جدیدی سکان سفارت را به دست گرفت. افتخار دیدنش نصیب ساز نواز نشد، چرا که در سنگر علم آموزی سخت مشغول تلاش بود ولی در میهمانی با شکوهی که با حضور کل دانشجویان ایرانی و به دعوت سفارت برگزارشد عنوان کرده بود که: "ما در خدمت دانشجویانیم. پول و امکانات هم فراوان داریم اگر خواسته ای دارید بگویید که اهل عملیم و…" ساز نواز که با واسطه این ها را شنید، با خود تعهد کرد که زان پس در مورد انتخاب بزرگ مرد کوچک کم تر پیش داوری کند و انتصاب سفیر جدید را به فال نیک بگیرد، ولی چرخ روزگار چرخید و دیروز خبردار شد که این انتخاب، تنها به دلیل پایان دوران ماموریت سفیراسبق بوده و مرد تازه از راه رسیده ی خوش برخورد از کار برکنار شده و سفیر تازه ی تازه یا همان انتخاب بزرگ مرد کوچک به جای او نزول اجلال فرموده. ساز نواز، باز با خود عهد کرد پیش داوری نکند و او را فرهیخته تر و بی پیرایه تر از سفیر سابق بداند، مگر این که تجربه خلاف آن را اثبات کند… اما از شما چه پنهان، امیدی ندارد البته احساس ترس هم نمی کند، چرا که به قول ترکها: " بیله دیگ، بیله چغندر" و به قول حافظ&lt;br /&gt;ترسیدن ما چون که هم از بیم بلا بود               اکنون ز چه ترسیم که در عین بلاییم&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/18122960-113049868569466082?l=tarnavazebadavaz.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://tarnavazebadavaz.blogspot.com/feeds/113049868569466082/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=18122960&amp;postID=113049868569466082&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/18122960/posts/default/113049868569466082'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/18122960/posts/default/113049868569466082'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://tarnavazebadavaz.blogspot.com/2005/10/blog-post_28.html' title='سفیر جدید و ناامیدی ساز نواز، بی ترس، با کمی تاسف احتمالی'/><author><name>ساز نواز بد آواز</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00511115958536074650</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-18122960.post-113029243706448266</id><published>2005-10-25T19:05:00.000-07:00</published><updated>2005-11-13T20:50:06.953-08:00</updated><title type='text'>آزادی</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;هفت ساله بودم ذهن کوچکم سودایی کودکانه می پروراند: آزادی برای همه ی کودکان عالم! بی هیچ تصوری از ژرفای آزادی. بی هیچ تصویری از دستان بسته ی کودک همسایه به دار قالی&lt;br /&gt;پانزده ساله شدم. کنجکاو کشف حقیقت آزادی. تجسم آن را در موسیقی می جستم. دنیای آزاد نغمه ها و فراموشی ذهن در بند. دیگر آزادی را تنها متاع بازار اهل هنر می دانستم&lt;br /&gt;بیست ساله شدم. خیال آزادی خودم - تنها خودم - را چون تمثالی از یخ در آغوش کشیدم. از حرارت عطشم قطره قطره قطره آب می شد&lt;br /&gt;سی ساله ام. صفحه های عالم مجازی را ورق می زنم بر حسب عادت، و با نگرانی: شاید این صفحه فردا باز نشود. واژه ی آزادی در برابر نگاهم می رقصد. با حروفش بازی می کنم: آزادی، آز، زیادی، دزدی، یزدی&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/18122960-113029243706448266?l=tarnavazebadavaz.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://tarnavazebadavaz.blogspot.com/feeds/113029243706448266/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=18122960&amp;postID=113029243706448266&amp;isPopup=true' title='2 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/18122960/posts/default/113029243706448266'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/18122960/posts/default/113029243706448266'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://tarnavazebadavaz.blogspot.com/2005/10/blog-post_25.html' title='آزادی'/><author><name>ساز نواز بد آواز</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00511115958536074650</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>2</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-18122960.post-113021588913387730</id><published>2005-10-24T21:47:00.000-07:00</published><updated>2005-10-25T19:05:03.086-07:00</updated><title type='text'>دنیای مجازی، "بودن" و "تظاهر به بودن"</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;انسان به حکم طبیعتش موجودی است پر تناقض. یکی از مصداق های قابل تامل این تناقض،"بودن" و "تظاهر به بودن" است. همه ی ما ،بی گفتگو، "بودنی" داریم و "تظاهری به بودن". فی المثل، ساز نواز بد آوازبارها وبارها مرتکب عملی شده که از بازگو کردن آن برای هر کسی ولو نزدیک ترین کس احساس شرم می کند و سابقه ی این اعمال ناشایست را در بایگانی ذهن خود پنهان نموده و هر از گاهی از به یاد آوردن برگی ازآن شرمگین می شود. کافی است شما هم سری به آرشیو کرده های خود بزنید تا با من همراه و هم داستان شوید! تصور می کنم وجود چنین خاطراتی نشان بر گمراهی ما نیست چرا که این خاطرات نه فقط در وجود من و شما که در تک تک انسان ها یافتنی است. علاوه بر این دامنه ی آن بسیار گسترده است، چرا که فی مثلا لبخندی ساختگی که در رویارویی با دوست یا همکاری بر چهره ما می نشیند، باز هم نمادی ست از این فاصله ی "بودن" و "تظاهر به بودن"&lt;br /&gt;و اما...انسان ها هر چه در کم کردن فاصله ی میان "بودن" و "تظاهر به بودن" بیشتر کوشیده اند، انسان تر بوده اند و نموده اند، و حصول این قرض ممکن نیست مگر از دو راه: اول ، سعی بیشتر برای ارتکاب کمتر به آنچه در ذهنمان شرم آور تعبیر می شود و دوم ، تلاش برای بیشتر نمایاندن خود واقعی مان با تمام اجزای خوب وبدش ولو به قیمت از دست دادن امتیازاتی. احتمالا شما هم با من هم عقیده اید که هر چه جامعه ای بسته تر باشد، منافع، امنیت طلبی و محبوبیت خواهی عناصر جامعه، آنها را به سوی عمیق تر کردن این فاصله سوق می دهد. اروپای قرن 13 را تجسم کنید و تظاهر مردم به تبعیت کامل از کلیسای کاتولیک، و آن چه دور از چشم محتسب در مورد همین کیسا می گفتند! حمایت آلمان ها از نازیسم و ایتالیایی ها از فاشیسم در نیمه ی اول قرن بیستم را قیاس کنید با واکنش این دو ملت پس ازپایان جنگ دوم جهانی. چرا راه دور برویم. روزه داری دوستانمان در کوی و برزن و محل کار وشاد خواری آنان در خلوتی دوستانه را همه ی ما دیده ایم&lt;br /&gt;در مقابل، فضای دنیای مجازی به عنوان جلوه ای از دنیای مدرن این فاصله را کم رنگ می کند. گشت و گذار در این فضا نوشدارویی است برای درمان این درد عافیت سوز. بسیارند کسانی که در این فضا، عمیق ترین لایه های وجودی خود را آشکار می کنند وبی هیچ محدودیتی از علایق و سلایق خود می نویسند. گاه این نزدیک سازی "بودن" و "تظاهر به بودن" مستلزم استفاده از نام مستعار است و گاه شهامت نویسنده در افشای هویتش ستودنی. در پایان، ساز نواز می خواهد اعترافی کند در راستای کوتاه کردن فاصله ی" بودن" و" تظاهر به بودنش": او سالی پیش از این، نه تنها علاقه ای به نوشتن در این فضا نداشت، که ساکنان آن را به چشم تمسخر می نگریست. ازهرچه ماهیت مجازی داشت گریزان بود و از گام نهادن در این دنیای نوین – ولو برای قدم زدنی کوتاه – می ترسید و احساس نا امنی می کرد. حالا چند روزی است که برای آراستن صفحه ای نو در این کتابخانه ی بی پایان، مشتاقانه و بی قرار تا دیرگاهی از شب بیدار می ماند. شاید ابتدای راه است؟ &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/18122960-113021588913387730?l=tarnavazebadavaz.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://tarnavazebadavaz.blogspot.com/feeds/113021588913387730/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=18122960&amp;postID=113021588913387730&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/18122960/posts/default/113021588913387730'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/18122960/posts/default/113021588913387730'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://tarnavazebadavaz.blogspot.com/2005/10/blog-post_24.html' title='دنیای مجازی، &quot;بودن&quot; و &quot;تظاهر به بودن&quot;'/><author><name>ساز نواز بد آواز</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00511115958536074650</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-18122960.post-113011609605772779</id><published>2005-10-23T18:07:00.002-07:00</published><updated>2005-10-23T20:38:27.486-07:00</updated><title type='text'>شعر نو و موسیقی سنتی</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;این روزها بازار گفتگو درباره ی به کارگیری شعر نو در موسیقی سنتی پر رونق است. بسیاری استفاده از شعر نو در چارچوب موسیقی سنتی را نادرست می دانند و بسته به علاقه ی بیشتری که به شعر یا موسیقی دارند جمع این دو را موجب ایجاد خدشه در شیوایی کلام یا آهنگ می دانند. در این میان بیشتر نقد ها معطوف به شجریان است چرا که یکم، بر قله ی آواز ایرانی ایستاده و دوم، در سال های اخیر گرایش بیشتری به شعر نو و به کارگیری آن پیدا کرده. شخصا معتقدم تعارضی در این میان وجود ندارد و متمایلم نکته ای را بازگو کنم&lt;br /&gt;موسیقی آوازی سنتی ایران تا کنون بیشتر به اجرای غزل، رباعی و دو بیتی متکی بوده. در غزل - به طورمعمول – هر بیت دارای معنای مستقل است، چنان که ایجاد فاصله ی زمانی میان اجرای دو بیت به واسطه ی جواب آواز نه تنها لطمه ای به رسالت معنایی شعر نمی زند، بلکه خود وسیله ای ست برای تکمیل معنا ( البته اگر جواب آواز از ذهن خلاق و پنجه های هنرمندی آگاه تراوش کند). زمان اجرای دو بیتی هم چندان طولانی نیست که جمله های ساز به معنای شعر لطمه بزند&lt;br /&gt;و اما شعر نو. بیشتر اشعار نوین که شجریان در سالهای اخیربه اجرای آنها رو آورده طولانی اند و دارای معنایی کلی، که بر خلاف غزل چشم پوشی از اجرای حتی سطری از آن در معنای شعر خلل ایجاد می کند، چرا که کل قطعه از رسالت معنایی واحدی (بر خلاف غزل) بر خوردار است. اجرای این گونه اشعار در قالب آواز موجب ایجاد فاصله های زمانی طولانی میان سطر ها می شود و نتیجه ی آن ارتباط کم رنگ شنونده با نغمه و کلام است. شاید اجرای "زمستان است" توسط شجریان، علیزاده، کلهر و همایون مصداقی باشد بر این مدعا، چرا که خواندن متن شعر یا شنیدن دکلمه ی آن در مقایسه با اجرای آوازی اثرگذار تراست. از سوی دیگر، گمان می کنم قالب تصنیف و ترانه برای اجرای شعر نو مناسب است، چرا که در زمان کوتاه تری اجراشده و ضربی بودن قطعه به تبلور معنای شعر کمک می کند. فریاد (شجریان) ، قاصدک (مشکاتیان) و داروک (لطفی) نمونه هایی از این گونه اجرا هستند که بسیار به دل می نشینند. بحث درباره ی ترکیب بندی مناسب سازها در اجرای شعر نو را به زمانی دیگر موکول می کنم&lt;br /&gt;خلاصه ی کلام این که به نظر من به کار گیری شعر نو در موسیقی سنتی هنگامی شیوا تر و دل نوازتر است که در قالب تصنیف و ترانه باشد &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/18122960-113011609605772779?l=tarnavazebadavaz.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://tarnavazebadavaz.blogspot.com/feeds/113011609605772779/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=18122960&amp;postID=113011609605772779&amp;isPopup=true' title='5 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/18122960/posts/default/113011609605772779'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/18122960/posts/default/113011609605772779'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://tarnavazebadavaz.blogspot.com/2005/10/blog-post_113011609605772779.html' title='شعر نو و موسیقی سنتی'/><author><name>ساز نواز بد آواز</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00511115958536074650</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>5</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-18122960.post-112998043091071645</id><published>2005-10-22T04:25:00.000-07:00</published><updated>2005-10-22T21:42:12.833-07:00</updated><title type='text'>یادی از اخوان ثالث</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;در خلوت روزگارغربت، چه روح نواز و دل انگیز است شنیدن صدای گرم &lt;a href="http://www.avayeazad.com/mehdi_akhavan_sales/list.htm"&gt;اخوان&lt;/a&gt; به همراه نوای زیبای &lt;a href="http://md7.persianblog.com/"&gt;مجید درخشانی &lt;/a&gt;در دشتی واصفهان. بارها بر غم تنهایی اخوان گریسته ام واز کلام سحرانگیز او وجودم از مستی پردردی انباشته شده، چنان که لذت شنیدن کلام او از سینه گرم و خسته ی خودش تجربه ای است که بیش از هفته ای طاقت محرومیت از تکرار آن را ندارم. اخوان چهره ای است بی بدیل در عالم شعر وسخن وری که ساده زیست و ساده مرد ولی در اوج نیاز، هرگز لب به تملق کسی نگشود. پوستینی کهنه به ارث برد و به میراث گذاشت، به همراه اشعاری به زلالی آب روان، شیوا؛ پرمعنی و جاودان&lt;br /&gt;ما هم چون او انسانها را آن گونه که هستند ببینیم و اگر دستی درنوشتار داریم با قلم تملق و اسطوره پروری دامان دیگران را به رنگ تقدس و پیامبرگونه گی نیالاییم &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/18122960-112998043091071645?l=tarnavazebadavaz.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://tarnavazebadavaz.blogspot.com/feeds/112998043091071645/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=18122960&amp;postID=112998043091071645&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/18122960/posts/default/112998043091071645'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/18122960/posts/default/112998043091071645'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://tarnavazebadavaz.blogspot.com/2005/10/blog-post_112998043091071645.html' title='یادی از اخوان ثالث'/><author><name>ساز نواز بد آواز</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00511115958536074650</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-18122960.post-112998018156704077</id><published>2005-10-22T04:11:00.000-07:00</published><updated>2005-10-23T20:22:07.873-07:00</updated><title type='text'>باغ بی برگی</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;a href="http://photos1.blogger.com/blogger/8014/1765/1600/fasl.jpg"&gt;&lt;img style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; CURSOR: hand; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://photos1.blogger.com/blogger/8014/1765/320/fasl.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;جاده چالوس. روستای ارنگه. آذر 1382 عکس: نفیسه مطلق &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;فصل ها اوراق رنگارنگ زندگی اند. بدون آنها دفتر زندگی تنوع چشم نواز صفحه ها را تجربه نمی کند. در دفتر همیشه سبز درختان استوایی، نه برگ ریزان زرد ونارنجی پاییز و نه خواب سفید زمستان جایی ندارند. سبز متولد می شوند و سبز می زیند و سبز می میرند&lt;br /&gt;.دلم برای فصل های رنگارنگ ایران تنگ شده. زردی فضای پاییز، هزار رنگی میوه های تابستان و سفیدی بی ریای زمستان&lt;br /&gt;. چه زیبا می گوید اخوان: باغ بی برگی که می گوید که زیبا نیست &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/18122960-112998018156704077?l=tarnavazebadavaz.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://tarnavazebadavaz.blogspot.com/feeds/112998018156704077/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=18122960&amp;postID=112998018156704077&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/18122960/posts/default/112998018156704077'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/18122960/posts/default/112998018156704077'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://tarnavazebadavaz.blogspot.com/2005/10/blog-post_22.html' title='باغ بی برگی'/><author><name>ساز نواز بد آواز</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00511115958536074650</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-18122960.post-112990112090610328</id><published>2005-10-21T06:23:00.000-07:00</published><updated>2005-10-21T06:25:20.910-07:00</updated><title type='text'>گفتگوی سی ثانیه ای من و دوست بودایی ام</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;می پرسد : چرا بودایی متولد شدم؟&lt;br /&gt;!می گویم: من نیز میراث خوار مسلمانی پدرانمم&lt;br /&gt;می پرسد: مگر دیانت از قماش شب کلاه و جامه است که به ارث می رسد؟&lt;br /&gt;.می گویم: به عقل نه، به تجربه آری&lt;br /&gt;!می گوید: خرقه مسلمانیت را چتد روزی به امانت بده و جامه بودایی مرا تجربه کن.سودایی پایاپای&lt;br /&gt;!می گویم: کلاهی دلکش است اما به ترک سر نمی ارزد&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/18122960-112990112090610328?l=tarnavazebadavaz.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://tarnavazebadavaz.blogspot.com/feeds/112990112090610328/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=18122960&amp;postID=112990112090610328&amp;isPopup=true' title='1 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/18122960/posts/default/112990112090610328'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/18122960/posts/default/112990112090610328'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://tarnavazebadavaz.blogspot.com/2005/10/blog-post.html' title='گفتگوی سی ثانیه ای من و دوست بودایی ام'/><author><name>ساز نواز بد آواز</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00511115958536074650</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>1</thr:total></entry></feed>
